اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
35
خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )
گردد از بهر آنكه منفعت بزرگ در شراب آنست كه حرارت غريزي را مدد 9 كند ، و هرگه كه بسيار خورند حرارت غريزي را ضعيف كند از بهر آنكه شراب حرارت غريزي را غذا است و غذا پذيرنده آنگاه قوي باشد كه غذا به اندازه قوت او باشد ، و چون غذا قوي شود قوت هاضمه و غاذيه 10 از تصرف كردن در آن عاجز آيند ، و چون اين دو قوت عاجز آيند ، ناچار غذا پذيرنده ضعيف گردد ، و حال حرارت غريزي با شراب بسيار همچنان است كه آتش اندك كه هيزم بسيار بر آن نهند ، اما از فروزانيدن هيزم عاجز آيد و فرو ميرد ، حرارت غريزي همچنان از هضم شراب بسيار عاجز آيد و ضعيف گردد . و بدين سبب است كه هرگاه كه افراط كنند ، بيم باشد كه " بمفاجات " 11 در ميان شراب بميرند ، از بهر آنكه شراب زود با خون بياميزد ، و هرگاه كه بسيار گردد و همه رگهاى اندامها چون " جگر " و " شش " و " دل " پر شود و هوا را كه مدد روح است ، گذر نماند ، در حال " بمفاجات " فرو ميرد . و اين معني را شرحي است هرچه تمامتر در كتاب " ذخيره خوارزم شاهي " داده و مضرتهاى ديگر چون " وسواس " ( Obsession ) و " ماليخوليا " و " غفلت " و " كندفهمي " 12 و " راي ناصواب " و " خيرگي چشم " و " تباه شدن حاست ها " 13 و " ترسيدن " در خواب و " بيداري بىسببى " و " سكته " و " خناق " 14 و " رعشه " و " نقرس " و " فالج " و " سرسام " 15 و " هذيان " و " ديوانگي " و " تبهاى محرقه " و " استسقاء " و چگونگي تولد اين علتها در كتاب " ذخيره " ياد كرده آمده است . ( 1 / 52 ) و بعضي مردمان باشند كه هرگاه كه قدح بزرگ خورند دير مست شوند ، و اگر قدحهاى كوچك خورند زود مست شوند از بهر آنكه " معده " و " جگر " ايشان گرم باشد 16 و از قدح بزرگ بخار نتوان انگيخت ( بجنبش در آوردن ) ، و چون بخار شراب به دماغ اندر شود 17 ، دير مست شوند ، و از قدح كوچك بخار زود بر تواند انگيخت ، پس بدين سبب زود دماغ بخار شراب ممتلي گردد و مست شود . و ببايد دانست كه محرور را شراب سفيد و رقيق 18 تر باشد 19 و شراب زرد قوي تر بود ، و هرچه رنگين تر و قوي تر ، پيران و مرطوبان 20 را شايد . و شراب سياه غذا بيش دهد ، لكن حرارت او كمتر از حرارت زرد بود ، خاصه شرابي كه رنگ آتش دارد ، و شرابي كه طعم 21 و بوي او ضعيف بود ، محرور را شايد ، ليك از معده دير بيرون شود ، و شراب خوشبوي را " ريحاني " 22 گويند ، خداوند " خفقان " 23 و " غشي " 24 را موافق بود . شراب ناخوش بوي دماغ را زيان دارد و اخلاط بد فزايد ، شراب شيرين ، فربه كند و آواز را صافي كند ، ليكن " سده " پيدا كند و دير گوارد و " جگر " و " سپرز " را زيان دارد ، شراب تلخ زود